تمام حرف های نگفته ام
میخواستم بیام از کارم که تازه عوض کردم بگم. از اینکه بالاخره تونستم یه کار مرتبط با رشتهم پیدا کنم، از اینکه دلتنگی بیقرارم میکنه هرلحظه...
میخواستم بگم که اتفاق افتاد، چیزی که همیشه منتظرش بودیم...
و الان بیشتر از همیشه دلتنگ و تنها و بیقرارم... اونقد تنهام که حتی نمیتونم تلفن بردارم و با یکی صحبت کنم. چون هیچکس اینترنت نداره... چون نمیتونم تماس برقرار کنم با هچکس...
فقط نشستم و صفحهها خبری رو رفرش میکنم برای اینکه بفهمم تو کشورم چه خبره، برای اینکه بفهمم توی خونه من ایران، چه خبره...
مات و مبهوت به صفحه گوشی شدم...
RSS
برچسب:
نویسنده: khodaya-bebin